|
مشاركت سياسي زنان
هرمكتب و جريان فكري درخصوص زن سخني دارد. ابتدا از زبان دشمنان اسلام بشنويم .به عنوان مثال كرومر به عنوان بارزترين منادي نوگرايي غربي،درمشرق زمين مي گويد:
« اسلام اگرمرده هم نباشد ازبُعد اجتماعي و سياسي در حال احتضار است و نا بساماني هاي پي درپي اسلام علي رغم اصلاحات جديد و مدرن واساسي امكان بهبودي ندارد، زيرا نابساماني ها درذات اجتماعي آن نهفته است،اسلام،ديني است كه بر اساس دادن نقشي عقب مانده براي زن درجامعه،استواراست ».
وازنظر پاره اي ازاسلامگرايان آنهائي كه مي پندارند دردين خدا حق هرگونه دخل و تصرفي را دارند،زن درتنگ ترين چهار چوب تصورمي شود.زن ازديدگاه آنان تنها سه بار از زندان محل زندگي خارج مي شود : بار اول،خارج شدن از رحم مادر مرحله دوم وقتي كه به خانه بخت مي رود و مرحله ي سوم زماني است كه به گورستان تحويل داده مي شود.!
براي اثبات مدعاي خود، كافي است كه به حول و حوش خود نگاهي بيندازيم تا بشنويم و ببينيم كه چقدر فتاوا در خصوص محروميت زن ازحق تعيين سرنوشت درزندگاني سياسي و اجتماعي خود،صادر شده تا حدي كه زن را از حق انتخاب همسر هم منع كرده اند!
* خديجه كبري - رضي الله عنها :
زماني كه پيامبر خدا (ص) بعد از دريافت وحي خديجه كبري را خبر مي دهد كه دچار اضطراب شده،او به حضرت محمد (ص) مي گويد :
« كلاو الله ما يخزيك الله ابداً انّك لتصل الرحم و تحمل الكلّ و تكسب المعدوم و تقري الضيف و تعين علي نوائب الحق »
« نه سوگند به خداوند ! او هرگز تو را خوار و درمانده نخواهدكرد،توكه صله رحم به جا مي آوري و درسخن گفتن راستگو هستي،ناتوان را ياري مي دهي وبينوا را مورد حمايت و مهمان نوازي مي كني ودرمورد احقاق حق ديگران آنان را مساعدت مي كني».
سيره ام المومنين حضرت خديجه - رضي الله عنها- مملو ازديدگاه ها و موضعگيريهاي شيرين و زيباست كه بيانگر ثبات وبلوغ عقلي وايماني عميق ايشان به دعوت و فداكاري دراين راه است. چراكه درراه خدمت به دعوت نوپاي اسلامي تمام امكانات مادي واجتماعي خود راتقديم نمود.
اسلام مهاجرت را ازسرزمين كفر واجب كرده است، زيرا خداوند متعال مي فرمايد:
( انّ الّذين توفّاهم الملائكة ظالمي انفسهم قالوا: فيم كنتم؟ قالوا: كنا مستضعفين في الارض قالوا الم تكن ارض الله واسعة فتهاجروا فيها...؟ )
( بيگمان كساني كه فرشتگان ( براي قبض روح درواپسين لحظات زندگي ) به سراغشان مي روند و ( مي بينند كه به سبب ماندن با كفار دركفرستان،و هجرت نكردن به سرزمين ايمان بر خود ستم كرده اند،بديشان مي گويند : كجا بوده ايد وبه چه سرگرم بوده ايدكه ( اينك چنين بي دين و توشه مرده ايد و بدبخت شده ايد؟ عذرخواهان ) مي گويند ما بيچارگاني درسرزمين (كفر) بوديم (وچنانچه بايد به انجام دستورات دين عمل نكرده ايم ! فرشتگان بديشان) گويند: مگر زمين خدا وسيع نبود تادر آن ( بتوانيد بار سفر ببنديد وبجاي ديگري ) كوچ كنيد؟...»
ادامه مطلب
[+] نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/14 توسط مقنوع |
|