طراحی وبسایت
بیاای دوست تاکاراین امت بسازیم×قمارزندگی مردانه بازیم×چنان نالیم واندرمسجدشهر×دل درسینه ملاگدازییم
قرآن کریم سند اعتقادی ما مسلمین است و قویترین سند ، که محتوای آنرا مَنْطُوقاً و مَفْهُوماً صد در صد می پذیریم اگر چه از حوزه ی علم و عقل ما خارج باشد .و اما احادیث و روایات را با میزان قرآن می سنجیم در صورتی که مخالف قرآن نباشد آن را بررسی می کنیم اگر مسلم گشت می پذیریم و گر نه در ردّ آن گناهی نمی بینیم . و اگر مخالف نصّ صریح قرآن باشد صد در صد مردود و بی اعتبار است :«ما خالَفَ كِتابَ اللهِ فَرُدُّوهُ » :( هر چه مخالف کتاب خدا است نپذیرید . ) « حدیث شریف رَواهُ الْاَمامُ جَعْفَرُ ابْنُ مُحَمَّدٍ الصّادِقُ » خلاصه آنچه مسلم است قابل انکار نیست هر چند ماورای طبیعت باشد و آنچه مسلم نیست قابل قبول نیست گر چه در علم و عقل روا باشد زیرا مسائلی هست که عقل و علم بشر بدانها نمی رسد و در عین حال واقعیت دارند و مسلم اند و مسائلی دیگر که واقعیت ندارند اگر چه در علم و عقل هم محال نباشند معذلک حقیقت این است که نیستند ، نفی واقعیت های مسلّمه ی قرآنی – أَلْعِیاذُ بِالله- تکذیب خدای تعالی است و قائل شدن به غیر واقع از قول خدای تعالی – أَلْعِیاذُ بِالله- افترا بر او « جَلَّ جَلالُهُ » می باشد . زادن حضرت مسیح را از مریم باکره قبول داریم که گفته ی قرآن است چنانکه آفرینش آدم را از خاک :
« إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ » « همانا مثل آفرینش عیسی ، در خارق العاده بودن به امر خدا آفرینش آدم است که او را از خاک بساخت سپس به آن جسد خاکی گفت « بشری در حد کمال باش » همان دم چنان گردید . » « آل عمران : 59 » زنده ماندن او را ، به طوری که در روایات است ، نمی پذیریم چه مخالف نصّ قرآن است و واقعیت ندارد .
برای این که یک طرفه قضاوت نکرده باشیم ابتدا دلایل قائلین به جاوید ماندن حضرت مسیح را بیان می داریم سپس به ذکر دلایل خود می پردازیم و آنگاه قضاوت این قضیه را به پژوهندگان بصیر در اسلام و قرآن اِحاله می نماییم :
« قضیه ی بقای حضرت عیسی مسیح (ع) »
فرض : حضرت عیسی زنده است نه کشته شده و نه به دار آویخته شده . حکم : حضرت عیسی نه مرده است و هم اکنون در آسمان چهارم به سر می برد و در آخرالزمان نزول خواهد کرد و همه ی اهل کتاب به او ایمان خواهند آورد و خود او به شریعت اسلام و سنّت حضرت محمّد حکم می کند و دین اسلام را رواج می دهد و یهود درباره ی کشتن و به دار آویختن دروغ می گویند .
برهان 1 :« وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا ٱلْمَسِيحَ عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ ٱللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبهَ لَهُمْ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ منْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ ٱتبَاعَ ٱلظَّن وَمَا قَتَلُوهُ يَقِيناً * بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً *» « ما بر یهود غضب گرفتیم به سبب جنایات بزرگشان از جمله قولشان به این که « ما کشتیم مسیح عیسی پسر مریم را که رسول خدا است » در حالی که او را نکشتند و به دار نیاویختند امّا دچار اشتباه شدند « دیگری را به جای او مصلوب نمودند » و همانا کسانی که مدّعی کشتن او بودند دچار شک و تردید شدند زیرا جز پیروی از گمان خود در این مورد علمی نداشتند که حتماً او را کشته باشند ، لکن ما به طور یقین می گوئیم « حتماً او را نکشته اند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برده است و پیوسته خدا مقتدر و فرزانه بوده و هست » . « نساء : 158-157 »پس محقق شد که او در آسمان است .
برهان 2 :« وَإِن منْ أَهْلِ ٱلْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ » «و نیست کسی از اهل کتاب مگر به او ایمان می آورد پیش از مردنش » . « نساء : 159 »پس باید زنده باشد تا همه ی اهل کتاب قبل از فوت به او ایمان بیاورند .
برهان 3 : روایات عدیده ای که فلسفه ی بقاء و برنامه های بعد از نزول او را شرح می دهند که به مختصری از آنها اشاره می کنیم : خدای تعالی او را در دنیا و آخرت گرامی داشته است بدین سبب او را از مصلوب گردانیدن رهانید و به رفعت و علوّ مکان در آسمان رسانید : « وَجِيهاً فِي ٱلدُّنْيَا وَٱلآخِرَةِ وَمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ » « در دنیا و آخرت آبرومند و گرامی و از نزدیکان درگاه خدا است » . « آل عمران : 45 »
2- خدای تعالی او را زنده نگه داشته است تا در آخرالزّمان به زمین فرود آید و دجّال لعین را به قتل برساند .
3- تمام مردم سرزمین به او ایمان بیاورند و بساط کفر برچیده شود و شریعت حضرت محمّد را به طور کامل اجراء نماید چه حضرت مسیح به شریعت حضرت محمّد که آخرین شریعت الهی است حکم می کند و پس از مدت هفت الی ده سال دنیا از بین خواهد رفت زیرا خروج دجّال و نزول عیسی مقدّمه ی قیام ساعت « زلزله ی پایان دنیا » می باشند . با اشاره به حکمت بقاء و انجام مأموریتهای حضرت مسیح به قضیه ی مربوطه پایان می دهیم و عکس قضیه را مطرح می کنیم :
« قضیه ی وفات مسیح (ع) »
فرض : حضرت عیسی مرده است . حکم : حضرت عیسی مسیح مرده است چه او یک بشر است از مادر زائیده و طعام خورده و مراحل تکاملی عمر را پیموده و سرانجام همانند سایر افراد بشر مرده است .
برهان : خدای تعالی به هیچ انسانی عمر جاوید نداده و هر انسانی مراحل تکاملی « طُفُولِیَّتْ تا شَیْخُوخَةْ » . به هر حال می میرد ، چنان که نفس کشیدن و خوردن و آشامیدن و خوابیدن و رشد کردن از ضروریات او است « مرگ دِسِر ضروری طعام است » هر کس طعام خورده باشد ضَرُرَةً و وُجُوباً شربت مرگ را نیز می نوشد ، خدای تعالی که حکیم عَلَی الْاِطْلاقْ است ، به مقتضای حکمت و بر وفق نظام تکاملی طبیعت عمر هر نوع از جانداران را در محدوده ای خاص قرار داده است ، اغلب انسانها در بین چهل الی شصت سال و برخی در بین شصت الی هشتاد و عده ای بسیار کم در محدوده ی صد ساله می میرند ، ندرةً آحادی هم از صد سال تجاوز می کنند و آنگاه دنیا را وداع می گویند ، حضرت عیسی علیه السلام نیز مشمول این قانون است هرچند مرده را به اذن خدا زنده میکرده و از مقرّبان پیشگاه خداوند بوده است ، چه همه انبیاء – عَلَیْهِمُ السَّلامْ – در کسوت جسمانی بوده و طعام خورده و سایر مراحل طبیعی حیات را همانند دیگر انسانها طی کرده و مرده اند :
ادامه مطلب را مطالعه کنید ...