تبليغاتX

 

اسلامی به ریاست اکمل الدین احسان اوغلو برای بررسی اوضاع مسلمانان ترکستان شرقی به چین سفره کرده اند.++++در گیری همه جانبه ارتش یمن با شورشیان شیعی زیدی در استان صعده آن کشور ده ها کشته و زخمی بر جای نهاد ه است.+++میر حسین موسوی جبهه ای سیاسی را بنام (جبهه سبز) جهت تلاش برای اجرای قانون اساسی و پیگیری مطالبات مردم تشکیل می دهد.+++چند روز قبل از آغاز انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان انفجار بمب در نزدیکی مقر اصلی نیروهای ناتو در کابل و نزدیکی سفارت آمریکا چندین کشته و زخمی بر جای گذاشت. فاروق القدومی از بنیانگذاران سازمان آزادیبخش فلسطین(فتح) و رئیس دفتر سیاسی آن سازمان، با ارائه اسناد و مدارکی -که ظاهراً صورت جلسه نشستی است میان آریل شارون نخست وزیراسرائیل، محمود عباس، محمد دحلان رییس اطلاعات و امنیت سابق غزه، یکی ازمامورین سازمان سیای آمریکا و شاول موفاز وزیر جنگ وقت اسرائیل که درسال 2004 میلادی تشکیل شده است. حاضران درآن نشست بر سرحذف و ترور عرفات از طریق مسموم نمودن او به توافق رسیده اند، فاروق قدمی می گوید: خود عرفات مدتی قبل از مسموم شدنش این سند را به او سپرده تا در فرصت مناسب منتشر شود. فاروق قدومی می گوید: پس از فوت عرفات نسخه هایی از این سند را به تعدادی از شخصیت های مورد اعتماد درسازمان آزادیبخش داده تا در یکی از گنگره های سازمان مطرح و هیئتی برای پیگری و صدورکیفر خواست تشکیل شود، اما هربار محمود عباس و تعدادی از اطرافیان او از تشکیل کنگره در خارج فلسطین برای جلوگیری از افشای حقیقت ترورعرفات مانع تراشی نموده اند. (صلاح الدين) كشته شدن 14 سرباز انگليسي و آمريكايي در نبرد با مجاهدين حزب اسلامي و طالبان دراستان هلمند افغانستان(صلاح الدين) آغاز به كاررسمي شبكه تلويزيوني فارسي زبان( نور)با حضور دكتر جلال جلالي زاده و تماس تلفني كاك حسن اميني و شيخ الاسلام مولوي عبدالحميد.(صلاح الدين) كشتاردردناك مردم مسلمان تركستان شرقي بدست نيروهاي امنيتي حكومت چين در ميان سكوت حكومت هاي اسلامي به غير از دولت تركيه كه نخست وزير آن دولت چين را به نسل كشي متهم نمود. (صلاح الدين) كشته شدن يك خانم محجبه مصري ساكن آلمان بدست يك ن‍ژاد پرست در جلسه دادگاه و جلو چشمان قضاة و فرزند خردسال مقتول. (صلاح الدين) آغاز تبليغات انتخاباتي براي برگزيدن نمايندگان مجلس و رييس منطقه نيمه مستقل كردستان عراق. (صلاح الدين) چهار حزب اتحاد اسلامي، جماعت اسلامي ، حزب سوسياليست و حزب زحمتكشان با شعار(اصلاح و خدمتگذاري) با دوحزب اتحاديه ميهني و دمكرات كردستان و احزاب هم پيمان به رقابت برخاسته اند. (صلاح الدين) .به خاطر بروزمشكلات فني كه باعث توقف دوهفته اي سايت صلاح الدين شد از دوستان گرامي پوزش مي طلبيم.(صلاح الدين.
فرقان
فرقان
بیاای دوست تاکاراین امت بسازیم×قمارزندگی مردانه بازیم×چنان نالیم واندرمسجدشهر×دل درسینه ملاگدازییم

وقت طلاست

به وقت ایران می باشد .

پيام مدير



معبودی به حق نیست مگر خدا . یگانه است شریکی برای او نیست از آن اوست ملک هستی وستایش از آن اوست او بر هر چیزی توانا است
...................

به‌ناوی خوای به‌خشنده‌ی میهره‌بان

ئه‌وجا وتمان هه‌مووتان دابه‌زن (بۆ سه‌ر زه‌وى) هه‌ركاتێ له‌لایه‌ن منه‌وه‌ رِیَنومایتان بۆ هات، ئه‌و كاته‌ هه‌ركه‌س شویَن رِیَنومایى من بكه‌ویَت، نه‌ترس و بیمیان له‌سه‌ر ده‌بیَت، نه‌ غه‌مگین و دل ته‌نگ ده‌بن (38) ئه‌وانه‌ش كه‌ بێ باوه‌رِن و ئایه‌ته‌كانى ئێَمه ‌به‌درۆ ده‌خه‌نه‌وه‌، ئه‌وانه‌ نیشته‌جێى دۆزه‌خن و بۆ هه‌تا هه‌تایى تیاىدا ده‌میَننه‌وه‌(39) ئه‌ى نه‌وه‌ى ئیسرائیل (نه‌وه‌ى حه‌زره‌تى یه‌عقوب سه‌لامى خواى له‌ سه‌ر) یادى ناز و نیعمه‌ته‌كانى من بكه‌نه‌وه‌ كه‌ به‌سه‌رتانا رَژاندوومه‌، وه‌ به‌ وه‌فاو به‌ ئه‌مه‌ك بن بۆ په‌یمانه‌كه‌م (كه‌ ئیمان و كرده‌وه‌ى چاك و باوه‌رِكردنه‌ به‌ هه‌موو پیَغمبه‌ران به‌ بێ جیاوازى) منیش به‌وه‌فاو به‌ ئه‌مه‌ك ده‌بم به‌و په‌یمانه‌ى كه‌ پێَم داون (كه‌ جیێنشین كردنه‌ له‌ دنیادا(وه‌ به‌هه‌شتى به‌رینه‌ له‌ له‌ قیامه‌ت دا) وه‌ ته‌نها باترس و بیمتان له‌ من هه‌بیَت(40)



پیوندها
فاتح
احياء
روچنه
ژینگه
اورشلیم
حفظ قرآن
اسلام411
اهل سنـت
سـنی نیـوز
کیـلـه شیـن
ئـاسـو كـو رد
منـدا لـه كـان
ناجي ملت کرد
ده نگي ئيسلام
مسـيـر بـنـدگـي
كــلــوب مـو فـقيت
اتـحـاد اتـحاد اتـحاد
ســراوان آنــلا یــن
اعـجـاز عـلـمـي قــرآن
اهــل سـنـت گلستـان
وبـلاگ اسـلام آنـلاین
اهـل سـنـت کرمانشـاه
فـیـر بـونی زمانی کـوردی
ماموستا كريكار(نجم الدین)
نشـريه مستـقـل افغـانستان
يه كگرتووي ئيسلامي كوردستان
احـیـاء (جـوانان اهـل سنـت تالش)
علوم دینی صلاح الدین ایوبی ارومیه
لينكستان اهـل سنـت كرمانشـاه
انـجـمـن اهـل سنـت كـرمانشاه
دانـلـود اهـل سـنـت كـرمانـشاه
جماعت اصلاح:اخوان المسلمين
استاد شهيد ناصر سبحاني
جامعه اهل سنت غرب
جامعه اهل سنت غرب2
وبلاگ اخوان المسلمين
اخـوان الـمسلـمـو ن
و بلاگ مکتب قرآن
تلـويـزيـون الجـزيـرة
GESTURE
سايت امروز
مسير بندگي و عبوديت
گالري قالب وبلاگ
br>

پیوندهای روزانه
قران بخوانیم
شبکه سنت
ویدئو فردا
بلوچستان پیروز
دختران با حجاب1
به خته وه ری (حاجی کاروان)
نیگار حمد علی
امام اعظم ابوحنیفه
پادشاهی الله
تفتان
گردان جهادی عزالدین قسام
بیداری اسلامی
اسراء
مجمع قرآن سنندج
مدیریتی بر جنوب
target=_blank>br> br> آرشيو پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :
بنرها
 
رهنمای سایت را از اینجاه دریابید - تجدید شده ۱۷- اپریل ۲۰۰۵ 
 
انحرافات وارد شده بر مفهوم «لا اله الا الله»
 

انحرافات وارد شده بر مفهوم «لا اله الا الله»

استاد محمد قطب / ترجمه: جهانگیر ولدبیگی

شمولیت مفهوم «لا اله الا الله» در سالت و برنامه ی محمدی (اسلام) با تمام مقتضیاتش، بهترین امت در میان مردم بوجود آورد. شمولیّت این مقتضیات در اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر و فراگیرتر است و از این جهت که این دین کاملترین دین است این مسئله طبیعی و منطقی به نظر می­رسد:

( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً )  (مائده:3)

« امروز ( احكام ) دين شما را برايتان كامل كردم و ( با عزّت بخشيدن به شما و استوار داشتن گامهايتان ) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند براي شما برگزيدم ».

از این جهت که این دین آخرین دین است این مسئله نیز طبیعی و منطقی است:

( مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ )  (احزاب: 40)

« محمّد پدر ( نسبي ) هيچ يك از مردان شما ( نه زيد و نه ديگري ) نبوده ( تا ازدواج با زينب براي او حرام باشد ) و بلكه فرستاده خدا و آخرين پيغمبران است».

و چون رسالتی است برای تمام بشریت، باید هم چنین باشد (شمولیتش فراگیرتر باشد):

( وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً وَنَذِيراً ) (سبأ: 28)

« ما تو را براي جملگي مردمان فرستاده‌ايم تا مژده‌رسان ( مؤمنان به سعادت ابدي ) و بيم دهنده ( كافران به شقاوت سرمدي ) باشي».

(قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً )   (اعراف: 158)

«اي پيغمبر !  ( به مردم ) بگو : من فرستاده خدا به سوي جملگي شما ( اعم از عرب و عجم و سياه و سفيد و زرد و سرخ ) هستم ».

وقتی دین خدا با این رسالت (رسالت حضرت محمد(ص)) کامل شد و تمام بشریت را مخاطب قرار داد، و تا روز قیامت نیز باقی خواهد ماند، و بعد از آن ، رسالت و دین دیگری نخواهد آمد، در علم خداوند و تقدیرات او چنین مقدر گردید که مقتضیاتش دارای چنان شمولیتی باشد که مسایل کوچک و بزرگ زندگی را تا روز قیامت در بر گیرد. در اشاراتی که به بارزترین مقتضیات این دین شد، چنین مطلبی به روشنی نمایان شد.

اما چرا و چگونه این مقتضیات در نسل­های متأخّر - جز آنان که خدا به آن­ها رحم کرده است- دچار چنان تغییر و افتی شده که تنها در کلماتی جاری بر زبان خلاصه شدند، سؤالی است اساسی و نیاز به جواب دارد.

چنین مسئله ای، تاریخی طولانی دارد که در کتاب «واقعنا المعاصر» درباره ی برخی از نکات برجسته ی آن بحث کرده ام. در اینجا لازم می دانم که به بارزترین آن­ها اشاره کنم تا به این نکته پی ببریم که چگونه «لا اله الا الله» به تدریج از مفاهیم زنده اش دور شد و مسلمانان چگونه به اندازه ی اهمالشان از مقتضیات «لا اله الا الله» فاصله گرفتند و کارشان به جایی رسیده که «لا اله الا الله» تنها در عبارتی خلاصه شده که بر زبان­ها جاری می­شود و در نتیجه ی آن امت به آن خس و خاشاکی تبدیل شده که رسول خدا (ص) از آن خبر داده و درباره ی آن فرموده است:

«نزدیک است که امت­های دیگر بر شما حمله کنند، چون حمله ی خورندگان بر ظرف­های غذا [در اثر گرسنگی]، گفتیم: ای رسول خدا (ص) آیا به خاطر کمی ما در آن روز است؟ فرمود: شما در آن روز زیاد هستید، اما چون خس و خاشاک روی آب می­باشید (بی قدرت و بی حرکت) ».

بارزترین عاملی که باعث شد «لا اله الا الله» از مقتضیاتش فاصله بگیرد، تفکر «مرجئه» بود. صاحبان چنین تفکری می­گفتند: ایمان عبارت است از تصدیق قلبی یا تصدیق قلبی و اقرار با زبان، عمل داخل در تعریف ایمان نیست.

بسیار تعجب می­کنم از نفوذ چنین تفکری در میدان و چارچوب تفکر اسلامی؛ زیرا اسلام تماماً عمل است.

دعوت تنها با عمل و جهاد انجام می­گیرد.

حکومت اسلامی بدون عمل و جهاد اقامه نمی­شود.

شریعت اسلامی بدون عمل و جهاد تحقق پیدا نمی­کند و به اجرا در نمی آید.

جامعه ای که ملتزم به اوامر خداوند باشد، در عالم واقع بدون عمل و جهاد نخواهد بود.

مجهز شدن به نیروهایی که خداوند امر فرموده، بدون عمل و جهاد صورت نمی­گیرد.

آبادانی زمین بر اساس منهج الهی، بدون عمل و جهاد صورت نمی­گیرد، و ...

پس چگونه آن فکر وارداتی (مرجئه) به میدان تفکر اسلامی نفوذ کرده و کسانی در این میدان یافت می شوند که می گویند: ایمان عبارت است از: تصدیق قلبی و اقرار با زبان و بس، و دیگر عمل در این تعریف جای ندارد.

این مصیبت از جانب دو دشمن یعنی فلسفه و منطق وارد شد.

وقتی می خواهیم تعریفی فلسفی یا منطقی از ایمان داشته باشیم، یکی از آن­ها می­گوید: تعریف باید به گونه ای باشد که قابل تغییر و قابل کم و زیاد نباشد و آن چیزی جز تصدیق و اقرار نیست.

قانون­های بشری و به ویژه جاهلی ناتوان­تر از آن هستند که با مشخص کردن چارچوب دین خدا بر بشریت حکومت کنند؛ دینی که قرآن و پیامبر خدا (ص) چارچوب آن را مشخص کرده و کتاب و سنّت تعریفی جامع و مانع از آن ارائه داده اند. قرآن نیز بر این امر تأکید دارد که مرجع و مصدر تمام امور خداوند است:

( وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ )   (شوری: 10)

« در هر چيزي كه اختلاف داشته باشيد ، داوري آن به خدا واگذار مي‌گردد».

( فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً )          (نساء: 59)

«و اگر در چيزي اختلاف داشتيد ( و در امري از امور كشمكش پيدا كرديد ) آن را به خدا ( با عرضه به قرآن ) و پيغمبر او ( با رجوع به سنّت نبوي ) برگردانيد ( تا در پرتو قرآن و سنّت ، حكم آن را بدانيد . چرا كه خدا قرآن را نازل ، و پيغمبر آن را بيان و روشن داشته است . بايد چنين عمل كنيد ) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد . اين كار ( يعني رجوع به قرآن و سنّت ) براي شما بهتر و خوش فرجام‌تر است ».

چنین تفکری (مرجئه) با موجود این که متأثر از تهاجم فکری یونانی بود، مدت کمی باقی ماند و در دایره ی علم کلام محصور شد، یا به تعریف امروزی تنها در برج­های کج باقی ماند و هرگز به میدان واقعیت­ها تنزّل نکرد، و مسلمانان همچنان مسایل دین را از کتاب خدا و سنت پیامبرش (ص) دریافت می­کردند، و به آن چه علمایان کلام درباره ی مسایلی که هیچ ارتباطی با عالم واقع نداشت و آن را مرتب تکرار می کردند، هیچ توجه ای نمی­کردند.

اما آنگاه که مردم در انجام واجبات کوتاهی کردند، مصیبت بزرگی شروع شد. انسان از روزی که خلق شده است سستی و تنبلی در انجام واجبات و تکالیف جزو فطرت او و طبیعت اوست:

(‏ وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً ‏)   (طه: 11۵)

«‏ در آغاز كار ، ما به آدم فرمان داديم ( كه از ميوه درخت ممنوع نخورد ) . امّا او ترك فرمان كرد و ( از آن خورد ، و در اوائل كار ) از او تصميم درستي و اراده استواري مشاهده نكرديم ».

امّا خداوند داروی این درد را نازل فرموده که عبارت است از: «تذکر و یادآوری»:

(‏ وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ‏)     (ذاریات: ۵۵)

«‏ پند و اندرز بده ، چرا كه پند و اندرز به مؤمنان سود مي‌رساند ( و كاري مي‌كند كه خدا را فراموش نكنند ، و پيوسته بر ايمان و يقينشان بيفزايند ) ».

در نسل­های برتر گذشته وقتی مردم کسی را می­یافتند که آن­ها را بیدار می کرد و آن­ها را نه تنها با گفتار بلکه با الگوی عملی نیکو تذکر می­داد، به راحتی اوامر او را می­گرفتند و مشکلات تنها در مسایلی محدود می­شد که خطر چندانی برای حیات و وجود امت نداشت. اما وقتی سستی اوج گرفت و فاصله با نسل­های برتر زیاد و زیادتر شد و تذکرات و بیدارگری ها با قدوه و الگوی عملی و صالح کم رنگ شد، زمینه برای تفکر مرجئه بوجود آمد و چنین تفکری پا به کیدان گذاشت و از برج­های کج به میدان عمل و واقعیت­ها تنزل یافت تا میدان عمل به مقتضیات «لا اله الا الله» را بپوشاند.

عمل به مقتضیات «لا اله الا الله» وقتی به صورت کامل یا نزدیک به کامل به وسیله ی نسل­های گذشته انجام می­گرفت، تفکر مرجئه هیچ جایگاهی در میدان عمل نداشت، اما وقتی عمل به مقتضیات «لا اله الا الله» چند درصدی فروکش کرد، تفکر مرجئه تنزل کرد، تا مساحتی از عمل به مقتضیات «لا اله الا الله» را بپوشاند و به مردم بگوید: علی رغم کوتاهی در عمل به مقتضیات «لا اله الا الله» ایمان شما همچنان کامل است.

اما وقتی کوتاهی در عمل به مقتضیات «لا اله الا الله» به پنجاه درصد دسید، مساحتی را که فکر مرجئه اشغال کرده بود گسترش و گسترش یافت، تا همچنان به مردم بگوید: ایمان شما علی رغم چنین کوتاهی ای در عمل باز هم کامل است. اما وقتی این کوتاهی در تمام جنبه ها صورت گرفت کسانی یافت شدند که می گفتند: کسی که با زبان بگوید، «لا اله الا الله»  اگر چه به دستورات اسلام هم عمل نکند، باز هم مؤمن است.

با تمام انحرافاتی که در قول اخیر دیده می شود، در عصر حاضر بدتر از آن نیز یافت می شود و آن این که: تکلّم به «لا اله الا الله» مانع تکفیر است، اگر چه در روز متکلم به آن صد بار نیز با گفتار و عمل «لا اله الا الله»  را نقض کند.

مشکل اصلی و اساسی در این زمینه کوتاهی مردم در انجام واجبات و عدم تذکر با الگویی عملی و نیز کوتاهی بسیاری از عالمان از وظایف تربیتی و منحصر کردن فعالیتهایشان در مسایل آموزشی است، در حالی که وظیفه ی اصلی آن­ها به عنوان وارثان پیامبر (ص) شامل هر دو قسمت تعلیم و تربیت توأماً می­شود.

بدون شک تفکر مرجئه مشکل امت اسلامی را دو چندان کرد. وقتی مردم دچار اشتباه شوند، و چنین امری از بنی آدم طبیعی است، و بدانند که در اشتباه قرار دارند، در این صورت انحراف آن­ها هر چند دامنه اش وسیع باشد، اما در جایی متوقف می­شود و به جایی و قسمتی محصور می­شود؛ زیرا انحراف در رفتار است نه عقیده. اما اگر خطا و اشتباه لباس شرعی به خود بگیرد، در این صورت انحراف هرگز در حدی معین و مشخص متوقف و محصور نخواهد شد؛ زیرا انحراف در این صورت دیگر انحراف در رفتار نیست بلکه انحراف در عقیده است. اگر مردم در انجام وظایف و تکالیف خود دچار کوتاهی شوند و به این امر هم واقف باشند که با این کوتاهی ایمانشان دچار مشکل می­شود، این علم و آگاهی آن­ها را وادار به برگشت می­کند، به ویژه آنگاه که متذکر شوند. اما وقتی مردم در انجام وظایف دچار کوتاهی شوند، سپس کسی بیاید و به آن­ها اطمینان دهد که علی رغم کوتاهی همچنان از ایمان کامل برخوردارند، در این صورت چه کسی رغبتی به بازگشت و جبران کوتاهی و انجام فرایضی دارد که به هر دلیلی از انجام آن­ها کوتاهی کرده است؟

فکر ارجائی، فکری مخدر است که چنین گمانی را به سرکشان و منحرفان و غافلین تلقین می کند که با وجود کوتاهی در انجام واجبات، همچنان در راه خیر گام برمی­دارند و مادام که در درونشان به وحدانیت خدا معتقد باشند و با زبان جمله ی «لا اله الا الله» را تکرار کنند، هیچ خطری ایمان آن­ها را تهدید نمی­کند.

حکمت شمولیت مقتضیات «لا اله الا الله» که در رسالت محمدی جلوه گر می­باشد، در منهج ربّانی بسیار روشن است. این رسالت با مقتضیات منهج ربّانی در تمام زمینه ها بر زمین حکومت خواهد کرد تا:

( لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ )  (حدید: 25)

«مردمان برابر آن دادگرانه رفتار کنند».

خداوند به خوبی می داند که عدلات سیاسی در زمین تنها از طرف حکّام محقق نمی­شود؛ زیرا قدرت صاحبش را دچار طغیان می­کند، مگر آن که خدا به او رحم کند، به همین دلیل است که این امر (عدالت سیاسی) را به حاکم واگذار نکرده است که اگر خواست عدالت بورزد و اگر خواست طغیان کند، بلکه ملت را در این امر به طور مستقیم مسئول قرار داده است، در حدیث آمده که:

«نه، سوگند به کسی که جانم در دست اوست [وظیفه شما تمام نمی­شود] تا این که آن­ها (حکام ) را بر التزام به حق وادار کنید».    (ابوداود و ترمذی )

این درست است که رسول خدا (ص) به شدت نهی کرده است از این که انسان در مقابل حاکمی که بر اساس شریعت خداوند حکم می­کند، گرچه از او ستمی دیده شود، مسلحانه قیام کند؛ اما این نهی به خاطر ترس از ایجاد فتنه است؛ فتنه ای که صف مسلمانان را از هم بگسلد و وحدت آن­ها را از بین ببرد و آن­ها را از رسالت و دینشان و هدایت بشری منصرف کند. پیامبر (ص) مردم را به سکوت در برابر ظلم امر نکرده است، بلکه آن­ها را هشدار می دهد که اگر در برابر ظلم سکوت کنند عذاب خداوند آن­ها را در بر می­گیرد. برای قیام در برابر ظلم راه های دیگری غیر از قیام مسلحانه وجود دارد که نتایج مفیدی را هم در بر دارد؛ یکی از این راه ها، ایستادگی علما به عنوان وارثان پیامبر (ص)، در مقابل ظلم و برگرداندن حاکمان ظالم به سوی حق و ملتزم کردن آن­ها بر حق است، گر چه در این راه دچار عذاب و شکنجه هایی شوند همانند آن چه امام احمد حنبل و ابن تیمیه و عزّ بن عبدالسلام و ... دچار آن شدند.

امویان بر مخالفانشان بسیار سخت می­گرفتند و آن­ها را با بهانه های مختلف زیر شکنجه و فشار قرار می­دادند، و از این می­ترسیدند که مردم در مسایل سیاسی آگاه شوند و به آن بپردازند.

بهانه های بنی امیّه هر چه بود، شکافی را در مقتضیات «لا اله الا الله» بوجود آورد که آثار بسیار خطرناکی را در مسیر حرکت امت اسلامی در طول تاریخ بر جای گذاشت. وقتی حکومت به استبداد تبدیل شد، وضعیت چنان شد که گویی این استبداد در زندگی حاکمان یک اصل است و باید همیشه بدان پایبند بود.۱

بعد از امویان، این استبداد در زمان عباسیان نیز دنبال شد و بعد از آن به حکومت عثمانیان رسید، و هر روز این استبداد بیشتر و بیشتر گردید و امت چنان از مقتضیات «لا اله الا الله» فاصله گرفت که مفهوم دین در میان آن­ها به تدریج از امور عام به امور خاص منحصر شد، و مفهوم شامل و فراگیر عبادت، تنها در شعایر عبادی چون نماز و روزه و ... منحصر شد. درست است که در آموزه های دینی تأکید بسیار بر شعایر عبادی شده است اما این را باید دانست که چنین تأکیدی بر این اساس است که این عبادت­ها پایه و اساس دین و مظهر عملی آن هستند.

تفکر ارجائی و استبداد سیاسی توأماً متعهد شدند که مساحت حقیقی دین را تصرف و آن را در بسیاری از مسایل زندگی خارج کنند که با چنین کاری تأثیرش در زندگی عملی کم خواهد شد و عوامل فسادی که زمین را پوشانده زندگی مسلمانان را نیز در بر خواهد گرفت.

علی رغم تمام این فعالیت­های منفی درین را در میان امت همچنان باقی و جاوید می بینیم و آثار آن همچنان به چشم می­خورد و این به اجرا درآمدن و عملی شدن کامل آن در زمان نزولش برمی­گردد.

با وجود تمام انحرافات به وجود آمده در میان امت و با وجود فعالیت­های منفی که به منظور محو دین و اثار آن در عرصه ی زندگی انجام گرفته و می­گیرد، خواست خداوند این است که این دین تا روز قیامت باقی بماند، و امتی که حامل آن است نیز با وجود سستی و کوتاهی هایی که در این راه از خود نشان می­دهد، همچنان باقی بماند. خداوند در هر قرن افرادی را مبعوث می­کند که دین او را حفظ کنند، و مردم را به سوی آن دعوت نمایند. آثاری که از دین باقی مانده است، مانع شده است که درصد غالب مسلمانان دچار سستی و کوتاهی ناامید کننده ای شوند. این آثار بیشتر از این هم نقش داشته است به ویژه در مسایل اجتماعی که تهاجم فکری بعدها آن را استثمار کرد تا به مردم بگوید: این است آن دینی که به اجرا در آمد؟! این چه دینی است که با وجود به اجرا درآمدنش همچنان زمین پر از فساد و ظلم است. به دین توجه نکنید، و امیدی به آن برای اصلاح اوضاع و احوالتان و رسیدن خیری از آن نداشته باشید.

امتی که خداوند امانت خود را به آن­ها واگذار کرد و آن­ها را برای حمل آن برگزید، از همان روز نخست، «لا اله الا الله» را به زندگیشان مرتبط داد. اما این امت با اهمال در مقتضیات «لا اله الا الله» و فاصله گرفتن از مقتضیات آن، دچار کوتاهی شدند، و نتیجه ی این کوتاهی - آنگاه که به خس و خاشاک تبدیل شدند- خسران و زیان بزرگی بود که نه تنها دامنگیر زندگی آن­ها شد، بلکه کل بشریت را نیز در بر گرفت.

و در مرحله ی سوم تصوف آمد، تا دایره را تکمیل کند؛ دایره ی افت و کوتاهی نسبت به مقتضیات «لا اله الا الله».

تفکر تصوف نیز همچون تفکر مرجئه، وارداتی بود. واردات به دین اسلام؛ دینی که در زندگی، دین عمل و حرکت و دین مبارزه و جهاد در عالم واقع به منظور و با هدف اقامه ی آن چه خداوند نازل فرموده است، می­باشد.

اسلام در حقیقت مردم را به «زهد» نسبت به متاع دنیوی دعوت می کند، و سیّد زاهدان خود پیامبر (ص) بود؛ پیامبری که اگر می­خواست تمام متاع دنیوی را در خدمت گیرد، می توانست، اما تنها به مقداری از آن که قوام دهنده ی او در امر عبادت باشد، اکتفا کرد. پیامبری که همسر مهربانش حضرت عایشه (رضی الله عنها) وقتی می­بیند همسر مهربانش (ص) عبایش را فرش خود می­کند عبا را برایش دولا کرده تا مقداری از سفتی زمین که بر آن می­نشیند کم کند. اما حضرت (ص) ناراحت می­شود و دستور می­دهد که عبا را به حالت اول برگرداند.

زاهد نسبت مسایل دنیایی و اکتفا کردن به کمترین متاع دنیایی از اصیل ترین اخلاقیات اسلامی است؛ اما کمتر از این مقدار، هیچ ارتباطی با زهد و تصوف مورد نظر دین ندارد!

پیامبر (ص) زاهد بود، اما آیا از مردم فاصله گرفت تا در صومعه ای دور از مردم و دور از میدان زندگی حیات را به سر ببرد؟!

پیامبر (ص) زاهد بود، اما آیا به خود گفت که خلق را به خالق واگذار، اگر خواست آن­ها را هدایت می­دهد و اگر ... وظیفه ی تو تنها هدایت خود است؟!

پیامبر (ص) زاهد بود، اما آیا لحظه ای از جهاد و مبارزه برای اعلای کلمه ی الله و دین او آسود، لحظه ای از دعوت و تربیت افراد و لحظه ای از مبارزه و حکومت داری و مسایل مربوط به آن دست کشید؟! آیا از برنامه ریزی و تلاش و کوشش با تمام نیرو تواناییش دست کشید؟ حتی کتاب­های سیره می­گویند: پیامبر (ص) چنان با جدیت راه می­رفت که گویی همیشه در پی انجام کاری می­رود.

اعمال و روش­های منفی تصوف و مسئله ی عزلت، چقدر از نکات مثبت زهد و کشش و حرکات آن در جهت نغییر واقعیت­های موجود و رشد مطلوب، فاصله دارد.

تفکر «فناء » که صوفی برای رسیدن به آن تلاش می کند، اساساً یک تفکر هندی است و ریشه ی اسلامی ندارد. تفکر رشد جنبه روحی و تسلط آن بر جسم است. اهمال در رسیدن به خواسته های جسم نیز، تفکری است که ریشه اسلامی ندارد.

تفکر «رها کردن واقعیت­های موجود» با این ذهنیت که واقعیت­های پستی هستند و دوری گرفتن از آن­ها مایه ی نجات از پستی­ها می­شود، و تفکر «طهارت روح از پلیدی های جسمی با از بین بردن غرایز شهوانی» به منظور رهایی از آن­ها و رسیدن به سعادت در آخرت، تمرینات راهبان مسیحی است که در اسلام هیچ جایگاهی ندارد.

این افکار وارداتی چگونه وارد زندگی مسلمانان شد و با تفکر اسلامی آمیخته شد؟

در تصوف هندی انسان سعی می­کند به جاودانگی برسد. این امر هم تنها و تنها با فنای خود (حلول) در «نیروانا» (نرفانا) یعنی «روح الارواح» و متحد شدن با او صورت می­گیرد . به نظر آنان این حلول هم تنها و تنها با شکنجه ی جسم و پست کردن آن صورت می­پذیرد، تا از این طریق روح از موانع و بازدارنده های رشدش آزاد شده و در جهان نورانی به پرواز درآید. با این کار انگیزه های زندگی تعطیل می­شوند. این امر زیان و خسارت و از بین بردن و نابود کردن نیرو و توانایی نیست؛ زیرا زندگی دنیا از طرفی پلید و از طرف دیگر دارای قید و بندهای است که از رها شدن روح جلوگیری می­کنند. اینجاست که باید این پلیدی ها را خنثی کرد یا حتی آن را نابود کرد، تا انسان به جاودانگی برسد و با «نیروانا» متحد گردد.

در دین مسیحی انسان این را می­داند که فطرتاً گناهکار است، و مادامی که غرایز حیوانی او فعال باشند هیچ امیدی به اصلاح او نیست، پس آن غرایز جایگاه شیطان هستند، و جنبه های روحانی او در زندگی دنیایی امکان ندارد رشد کنند - مادامی که انسان بر این طبیعت خطاکار بودنش باقی بماند - بنابراین واجب است غرایز جسمی و حیوانیش را از بین ببرد تا مغلوب شیطان نشود و روحش خالص خدا گردد و در آخرت با جاودانگی با پیامبران و قدیسین در عالم پاکی که شهوات آن را مکدّر نکرده اند، به سر ببرد.

چنین تفکراتی در اسلام هیچ جایگاهی ندارند.

جاودانگی در بهشت بزرگترین آرزوی انسان مسلمان است که با «ایمان» و «عمل صالح» و «جهاد» در جهت اعلای نام خدا و دین او به دست می آید:

(‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً ‏‏ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلاً ‏)         (کهف: 108- 107)

«‏ بي‌گمان كساني كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته كرده‌اند ، باغهاي بهشت جايگاه پذيرائي از ايشان است . ‏‏ جاودانه در آنجا مي‌مانند و تقاضاي نقل مكان از آنجا را نمي‌نمايند ( و حاضر نيستند آن را با چيزي عوض كنند ) ».

(‏ فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَاباً مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ‏)     (آل عمران: 195)

«‏ پس پروردگارشان دعاي ايشان را پذيرفت و پاسخشان داد كه من عمل هيچ كسي از شما را كه به كار پرداخته باشد - خواه زن باشد يا مرد - ضائع نخواهم كرد . پاره‌اي از شما از پاره ديگر هستيد ( و همگي همنوع و همجنس مي‌باشيد ) . آنان كه هجرت كردند ، و از خانه‌هاي خود رانده شدند ، و در راه من اذيّت و آزارشان رساندند ، و جنگيدند و كشته شدند ، هر آينه گناهانشان را مي‌بخشم و به بهشتشان درمي‌آورم . بهشتي كه رودخانه‌ها در زير ( درختان ) آن روان است . اين پاداشي از سوي خدا ،  ( ايشان را ) است ، و پاداش نيكو تنها نزد خدا است » .

(‏ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ‏) (آل عمران: 142)

«‏ آيا پنداشته‌ايد كه شما ( تنها با ادّعاي ايمان ) به بهشت درخواهيد آمد ، بدون آن كه خداوند كساني از شما را مشخّص سازد كه به تلاش و پيكار برخاسته‌اند ، و بدون آن كه خداوند بردباراني را متمايز گرداند ( كه رنجها و سختيها ، آنان را پاكيزه و آبديده كرده باشد ) » .

این که جسم انسان مکان شهوت است و شیطان در خون انسان جاری می­شود و شهوت مرکبی است که انسان را اغوا کرده و او را دچار گناه و انحراف از راه خدا می­کند، شکی نیست؛ اما علاج و درمان این مسایل در اسلام هرگز با کشتن و از بین بردن این شهوت و مصدر آن و تحقیر و تعذیب جسم نخواهد بود. خداوند این غرایز را در انسان خلق کرده است تا مشوق او جهت آبادانی زمین باشد و به تحقق امر خلافت در زمین به او کمک کند. پس اگر انسان آن­ها را نابود کند، دیگر چه مشوق و چه عاملی وجود خواهد داشت؟ و چه کسی زمین را آباد خواهد کرد؟

درمان چنین مسایلی در اسلام دارای چارچوب مشخصی است که آن­ها را بدون زندانی کردن کنترل می­کند:

(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ) (اعراف: 32)

« ( اي محمّد ! زشتي كارِ افتراء تحليل و تحريم را بديشان خاطرنشان ساز و به آنان ) بگو : چه كسي زينتهاي الهي را كه براي بندگانش آفريده است و همچنين مواهب و روزيهاي پاكيزه را تحريم كرده است‌ ؟ بگو : اين ( نعمتها و موهبتهاي حلال و ) چيزهاي پاكيزه ، براي افراد باايمان در اين جهان آفريده شده است ( و ديگران نمي‌بايست از آن استفاده كنند . ولي در اين دنيا بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست ، و اين هم از رحمت واسعه خدا و لطف او است . امّا ) در روز قيامت اينها همه در اختيار مؤمنان قرار مي‌گيرد ( و ديگران به كلّي از آن محروم مي‌گردند ) ».

این چارچوب عبارتند از: مسایل حلال و حرام و مباح و غیر مباحی که خداوند در کتاب و سنت رسولش (ص) مقرر فرموده است. هرگاه نفس به اوامر خدا ملتزم می­گردد، انگیزه ها و غرایزش - که ملتزم به چارچوب ربّانی هستند - نه تنها مباح نمی­باشند، بلکه در پاسخگویی به آن­ها اجر و پاداش نیز موجود است:

رسول خدا (ص) فرمود: «همانا در همبستری شما با همسرانتان اجر و پاداش است گفتند: یا رسول الله! یکی از ما با همسرش همبستر می­شود و خود را ارضا می کند، اجر و پاداش دارد؟ فرمود: اگر شهوت خود را در راه حرام ارضا کند، آیا بر او گناهی نیست؟ پس اگر در راه حلال ارضا کند دارای اجر و پاداش است».(مسلم رحمه الله)

غرایز اصلاً پلید و منفور نیستند؛ زیرا پیامبر (ص) می فرماید:

« از دنیا سه چیز محبوب من گردیده اند: بوی خوش و زنان و قرار داده شده است روشنی و نور چشم من در نماز». (امام احمد رحمه الله و نسائی رحمه الله)

آن چه پلید است، اعمال فاحشه یعنی تجاوز از حد و حدود و مقررات است.

بر این اساس انسان مسلمان بای راندن شیطان از خود هرگز سعی در از بین بردن غرایزش نمی­کند. او به اوامر خدا و به آنچه برایش حلال کرده ملتزم است؛ بنابراین شیطان هرگز نمی­تواند در امور او نفوذ کند و او را گمراه کند. در این هنگام است که جنبه های خدایی انسان رشد می کنند.

این که انسان خطاکار است، در این شکی نیست چرا که «هر بنی آدمی خطاکار است»؛ ولی این مانع نمی شود که انسان برای دستیابی به صفات خدایی یعنی التزام به اوامر خدا، در زندگی دنیایی تلاش نکند. انسان با این که دچار انحراف و اشتباه می­شود اما خداوند او را گرامی داشته و او را بر بسیاری از مخلوقاتش برتری بخشیده است:

(‏ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ‏) (اسراء: 70)

«‏ ما آدميزادگان را ( با اعطاء عقل ، اراده ، اختيار ، نيروي پندار و گفتار و نوشتار ، قامت راست ، و غيره ) گرامي‌داشته‌ايم ، و آنان را در خشكي و دريا ( بر مركبهاي گوناگون ) حمل كرده‌ايم ، و از چيزهاي پاكيزه و خوشمزه روزيشان نموده‌ايم ، و بر بسياري از آفريدگان خود كاملاً برتريشان داده‌ايم ».

با توجه به نعمت هایی که خدا به انسان بخشیده و او را نسبت به علم و دانشش آگاه کرده و آن­ها را به او آموزش داده، و نیروهای آسمانی و زمینی را مسخر او نموده، او را مکلّف کرده است که در زمین جانشینش باشد یعنی اوامر و منهج او را اجرا کند و مطیع او باشد و تنها او را عبادت کند و بس:

(‏ قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏) (بقره: 38)

«‏ گفتيم : همگي از آنجا ( به زمين ) فرود آئيد و چنانچه هدايتي از طرف من براي شما آمد ( كه حتماً هم خواهد آمد ) كساني كه از من پيروي كنند ، نه ترسي بر آنان خواهد بود و نه غمگين خواهند شد ».

کسانی که پیرو هدایت خداوندی هستند و می­گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم، همان کسانی هستند که اوامر خدا را در زمین اجرا می کنند، و بهشت به آنان تعلق دارد.

(‏ وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‏) (بقره: 39)

«‏ و كساني كه كافر شوند و آيه‌هاي ما را تكذيب كنند ( و ناديده گيرند ) اهل دوزخند و هميشه در آنجا خواهند ماند ».

این مؤمنانی که منهج خداوند را در زمین اجرا می­کنند. هرگز از بشریت و صفات انسانی خود خارج نشده و هرگز به ملایکه تبدیل نشده و با تمام این اوصاف آن­ها نیز چون دیگران خطاکارند و دچار اشتباه و معصیت می­شوند. تنها فرقی که در اینجا با دیگران دارند این است که بعد از ارتکاب معصیت توبه کرده و به سوی پروردگارشان برمی گردند.

(‏ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏‏ أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ‏)   (آل عمران: 136- 135)

«‏ و كساني كه چون دچار گناه ( كبيره‌اي ) شدند ، يا ( با انجام گناه صغيره‌اي ) بر خويشتن ستم كردند ، به ياد خدا مي‌افتند ( و وعده و وعيد و عقاب و ثواب و جلالت و عظمت او را پيش چشم مي‌دارند و پشيمان مي‌گردند ) و آمرزش گناهانشان را خواستار مي‌شوند - و بجز خدا كيست كه گناهان را بيامرزد ؟ - و با علم و آگاهي بر ( زشتي كار و نهي و وعيد خدا از آن ) چيزي كه انجام داده‌اند پافشاري نمي‌كنند ( و به تكرار گناه دست نمي‌يازند ) . ‏‏ آن چنان پرهيزگاراني پاداششان آمرزش خدايشان و باغهاي ( بهشتي ) است كه در زير ( درختان ) آنها جويبارها روان است و جاودانه در آنجاها ماندگارند ، و اين چه پاداش نيكي است كه بهره كساني مي‌گردد كه اهل عملند ( و برابر فرمان خدا كار مي‌كنند ) ».

این فضل خدا بر بندگانش است که وقتی گناه می­کنند و بعد استغفار و توبه می­نمایند آن­ها را از رحمت خود نمی­راند، و هرگز به آن­ها نمی­گوید شما به سبب گناهانتان شایستگی خلافت خداوند در زمین را ندارید بلکه از آنها راضی می­شود:

( رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ )  (بینه: 8)

«‏خدا از ايشان راضي و ايشان هم از خدا خوشنودند ! اين ( همه نعمت و خوشي ) از آنِ كسي خواهد بود كه از پروردگار خويش بهراسد ».

داستان انسان در زمین بر اساس منهج ربّانی چیزی است که بیان شد. این منهج به اندازه ی وسع و توانائی انسان تلاش برای تحقق خلافت خداوند و جهاد دائم در جهت رفع شرّ را از او می طلبد و هرگز از او عزلت و گوشه گیری و نابود کردن غرایزش را نمی­خواهد. پس تصوف با این افکار چگونه و از کجا آمده است؟ و بر چه اساسی گمان می­کند که اعمال او آن­ها را به خدا نزدیک می­کند؟!

تفکر دوری گرفتن از مردم و رها کردن آن­ها به خالقشان که اگر خواست آن­ها را هدایت می­دهد، و مغلوب کردن غرایز جسمانی به منظور رهایی روح از جسم و رها کردن تمام اسباب و توکل محض بر خدا و قرار دادن «ناتوانی» به عنوان فضیلتی که امید به برکت آن می­رود، همه ی این تفکرات از کجا سرچشمه گرفته و وارد تفکر اسلامی شده اند؟!

تمام این تفکرات در تعالیم اسلامی تفکرات ناشناخته ای هستند و به عنوان تفکرات وارداتی در اسلام شناخته شده اند.

وقتی مصیبت و مشکلاتی که امت اسلامی به آن گرفتار شده است و عبارت است از: انحطاط تدریجی از مقتضیات «لا اله الا الله» به ویژه در زمینه های سیاسی و اجتماعی، و نیز وقتی که به جای توجه به تمام مسایل بیشتر به مسایل شخصی و شعایر عبادی اهتمام داده می­شود، در این حال و وضعیت تصوف پا به میدان می­گذارد تا مصیبت را دو چندان کند و این کار را هم کرد. وقتی امد به دو بخش فردی و شعایر عبادی «لا اله الا الله» تأکید بسیار ورزید و نگاهش را به تمام از مقتضیات سیاسی «لا اله الا الله» و مسئله ی جهاد به طور عام؛ خواه در زمینه ی مبارزه با دشمنان اسلام و خواه در زمینه ی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ی اسلامی، برتافت.

«تصوف» وقتی آمد که تفکر مخدر دیگری به نام «مرجئه» قبل از او ظهور کرده بود؛ تفکری که پیروانش چنین گمان می­کردند که بدون عمل و جهاد و تنها با اوراد و اذکار و توسل به بارگاه صالحین و بهره مند شده از برکات شیوخ و نیز به وسیله ی کراماتی که بر اولیاء و صالحان الهام می­شود، به اهدافشان که همانا رضایت خداست می رسند.

----------------------------------------------------------

لا اله الا الله روح زندگی

تألیف: محمد قطب

ترجمه: جهانگیر ولدبیگی

چاپ سوم 1386، سنندج



[+] نوشته شده در یکشنبه 1388/06/08 توسط مقنوع |
 
مطالب گذشته
  افشاي تجاوز كشيش‌هاي كليساي كاتوليك به كودكان در كانا؍
عکسهایی از یه کگرتوو
رجب طیب نخست وزیر ترکیه: تا پای جانم از حقوق ملت کرد دفاع می کنم.
حاج محمد شیخ الاسلام نماینده خبرگان و یکی از علمای سرشناس کردستان ترور شد.
ترور نابخردانه ملابرهان عالی امام جمعه و جماعت مسجد قبای بهاران
مامۆستا حه‌سه‌ن سه‌لاح سۆران ماڵئاوایی له‌ ژیان كرد
عالم ربّانی، فی المذهب فقه‌ امام شافعی؛ ماموستا سیّدحسن حسینی چشم از جهان فرو بست
خوشبختی را در کجا می یابیم؟
خواهرم بخوان تا فریبت ندهند
نرم افزار تقسیم ارث
با قانون جرائم رایانه ای آشنا شوید
(زندگی نامۀ راد مرد بزرگوار اسلام)
مسئولیتهای سربازان مبایع دعوت اسلامی (مبایعین)
«وسطیت به عنوان یک مفهوم و اصطلاح»؛ کتاب جدیدی از عصام البشیر
فقط برای جوانان در رمضان
۱= فضیلت رمضان
انحرافات وارد شده بر مفهوم «لا اله الا الله»
روزی مؤمن ، قلب زنده !
برنامه‌ی خانواده در رمضان

 
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
وضعیت در یاهو


نویسنده
مقنوع
یوسف
ناصر

آرشیو موضوعی
قانون جرايم رايانه اي
دعوت واصلاح
يه كگرتو ئيسلامي
محمد ربیعی
ناصر سبحانی
احمد مفتی زاده
یوسف قرضاوی
محمد (ص)
ابوبکر صدیق(رض)
عمر فاروق (رض)
عثمان ذی النور (رض)
علی کرار (رض)
قرآن ترجمه و تلاوت
اسلامی موبایل
کامپیوتراسلامی
اسلام و مقابل آن
توحید
ایمان
قرآن
سنت
نماز
فقه
حج
رمضان
تزکیه
جهاد
شیعه
کردی
عربی
مقالات
تصاویر
فتاوی معاصر
زن مسلمان
بندگی خدآ
باور راستین
ماچه می گوییم
حقیقت توحید
حضور سیاسی زنان
تروریسم چ وکیست؟
ابوالعلی مودودی
مهمترین اخبار جهان

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

امكانات سايت

الموقع الرسمي لكتائب الشهيد عز الدين القسام 

*
  • Firefox
    Mozilla Firefox 3.5.3
    • IDM
      IDM 5.18 Build 3
    • Nero 9
      Ultra Edition 9.4.13.2d
    • TuneUp
      Utilities 2009.v8.0.3300.1
    • Swish
      Swish Max Version 3
    * border=0>





    Copy Right © http://islam20.blogfa.com .:. Template Design By : GHALEBKADEH
    ">